هشت سال پیش ما پاک ترین روح ممکن را بر صندلی نشاندیم. خاتمی در این هشت سال می توانست بی حرمت شود، می توانست رودرروی مردم بایستد، می توانست سووال نکند و پاسخ ندهد. می توانست قدرت و ثروت بخواهد. می توانست همچون همه قربانیان این صندلی نکبت و شوم دیگران را خفه کند و از بودن و ماندنش شادمان باشد، اما خاتمی چنین نکرد. خاتمی علیرغم همه آن کارهایی که نکرد، اما کاری کرد که در تاریخ قدرت ایران بی سابقه است. خاتمی هشت سال شریف ماند. فقط روز دانشگاه را در یک سال قبل به یاد بیاوریم که هر کس از آن دانشجویان هرچه خواستند به او گفتند و خاتمی شرافتمندانه پاسخ شان داد. همین یک روز برای همه تاریخ هشت سال حکومت خاتمی کافی است.(
متن کامل)
قاتلم اتوبان می سازد
مبادا دير برسم
به مسلخ موعود
چکمه پوشی با لبخند
وعده می دهد
سرفرازی فردا را
به وعده اش وفادار است، می دانم
که ديروز بود
آنگاه که وعده داد
سرکوبم را
سردار اما
که به مصلحت
زنجيروار
بردارمان می کرد
بشارت می دهد
گذر از بحران را
او که يارانش هر يک
اسير بحران اند
بي ياور
ديگری از پشت کوه
با کوله باری از صدقه
می رسد
که ماهانه بخشمان کند
که روزانه دعايش کنيم
آن يکی هم
که زمانی تفنگ سرهنگی داشت
و وقتی بوق فرهنگی
اکنون آمده
اصولمان را تمشيت کند
او که خود هنوز
ميان هوشنگ و هاشم
در نوسان است
و جماعت مصلح
که آب توبه مکرر
بر سر ريخته اند
آزموده را بيهوده
می آزمايند
مردمان
نابينا و نادان
سرنوشت خويش را
نمی سازند
آن را
انتظار می کشند.
هفته گذشته به يک سفر چهار روزه رفتيم. روز اول به رشت و فومن و ماسوله مه آلود رفتيم و شب را ماسوله مانديم. فردايش به آستارا رفتيم. روز سوم از آستارا به اردبيل و سپس به خلخال رفتيم. صبح روز چهارم از خلخال به اسالم و از آنجا به انزلی و رشت آمديم و سپس تهران. مسير بسيار زيبا و ديدنی و خيال انگيزی بود.

زنان شالی کار - جاده فومن به ماسوله

ماسوله

ماسوله

شب مه آلود ماسوله

مزرعه چای – جاده فومن به ماسوله

جاده آستارا به اردبيل – گردنه حيران

جاده آستارا به اردبيل – گردنه حيران

جاده آستارا به اردبيل – گردنه حيران

بازار اردبيل

خشکبار فروشی - بازار اردبيل

ماهی دودی در بازار اردبيل فراوان است.
بناهايي كه بقعه شيخ صفي الدين ناميده مي شود نيمه اول سده هفتم ساخته شده است. محل بقعه ابتدا خانقاه و مسكن شيخ صفي الدين و محل اجتماع مريدان او بوده و پس از مرگ شيخ در همان جا به خاک سپرده شد.
(توضيح)
گنبد الله الله بقعه شيخ صفی – اردبيل

صحن بقعه شيخ صفی – اردبيل

حياط پشتی بقعه شيخ صفی – اردبيل

زير گنبد مقبره شاه اسماعيل در بقعه شيخ صفی – اردبيل

زير گنبد مزار شيخ صفی – اردبيل

چينی خانه: در سالهاي 1016 و 1017 و 1020 هجري شاه عباس عمارتي به نام چيني خانه ساخت و يكهزار و دويست و يك عدد ظرف چيني وقف آستانه جد خويش كرد.

زير گنبد چينی خانه

اقامتگاه تابستانی عشاير – جاده خلخال به اسالم

اقامتگاه تابستانی عشاير – جاده خلخال به اسالم

زنبق ها اواخر ارديبهشت گل می دهند - جاده خلخال به اسالم
نوروز سفری به اصفهان کردم، منزل مرحوم استاد جلال الدین همایی که از ادیبان معاصر است. خانه زیبایی است که شاید 150 سالی عمر داشته باشد و از پدربزرگ او به پدرش و بعد به خودش رسیده است. خود جلال الدین در اتاق کتابخانه به دنیا آمده و تا وقتی برای تدرِیس در دانشگاه به تهران آمد در همین خانه زندگی کرده است. فضای خانه با آن حیاط و حوض و درختهای انار و توت بسیار دلنشین است. می توان در ایوانش نشست و آرامش ایرانی بی نقصی را تجربه کرد. شب که زیر سقف بلند گنبدی اتاقش می خوابی ناگهان می روی به سالهای دور، سالهای کودکی همایی ها و حافظ و سعدی خواندن کودکانی که به مکتبخانه می رفتند. انگار ماشین زمان است این اتاقها و این سقفها. تاریخ جلو چشمانت ورق می خورد. جلال همایی را می بینی که ادبیات فارسی و عربی و هیئت و ریاضی می خواند و شبها نزد پدرش سعدی و فردوسی و حافظ و مولانا. و این معماری ساده و زیبا و ماندنی و سالم. خانه هایی فقط از خشت، یعنی خاک، نه سیمانی نه آهنی. خانه هایی که از خاک و هنر معماری ساخته می شدند و صدها سال عمر می کردند. اتاقهای بزرگ و دلباز با درها و پنجره های زیاد و اتافهای کوچکی در پشت آنها که پنجره ای نداشتند و پناهگاه آدم از سرما و گرما بودند و خلوتگاهی خاموش. راستی مردم قدیم چه با ذوق و هنردوست بوده اند:

ایوان

کتابخانه

سقف کتابخانه

اتاق پذیرایی

اتاق پذیرایی

سقف اتاق پذیرایی

سقف اتاق پذیرایی

تاقچه اتاق پذیرایی

دری داخل اتاق پذیرایی
از بناهای تاریخی اصفهان مدرسه علمیه چارباغ (مدرسه سلطانی یا مدرسه مادر شاه) را ندیده بودم چون فقط در بعضی تعطیلات برای تماشا باز است و بقیه سال طلبه ها در آن درس می خوانند. اين آخرین بنای تاریخی باشكوه عهد صفویه در اصفهان است كه برای تدريس علوم دینی در دوره آخرین پادشاه صفوی، شاه سلطان حسین از سال 1116 تا 1126 هجری قمری ساخته شده و درختهای چنار كهنسال و مادی (نهر آب) فرشادی كه در آن جریان دارد، بر زیبایی نفیس كاشیكاری های نفیس آن افزوده و اين بنا را بسیار فرح بخش و روح نواز کرده است. فقط لحظه ای فکر کنید به جای این ساختمان های بی روح فعلی دانشگاه ها چنین بناهايی می ساختند و در آن درس می خوانديم.



سروی که رد پایش در نقش بته جقه و تیغ علم های عاشورا هست.

مادی فرشادی که از زير سردر و ميان مدرسه می گذرد. (مادی ها نهرهای آب اند که آب زاينده رود را توزيع می کنند.)

در یک حجره طلبگی

زیر گنبد مدرسه

سنگی که شاخص ظهر شرعی است. هر وقت سایه این سنگ به صفر برسد یعنی ظهر است.
در بازگشت از خوانسار گذشتیم که شهری پاکیزه و قشنگ و خلوت و خوش آب و هوا است:

سرچشمه خوانسار

مقبره ابا عدنان عارف خوانساری